توضیحات

دسته ی دارویی:

ترکیب ضد دیابتی، سولفونیل اوره

نام برندهای دارو:

  • APO-ChlorproPAMIDE

اشکال دارویی موجود:

قرص، خوراکی: mg 100 و 250

موارد مصرف:

دیابت ملیتوس، نوع 2: در کنار رژیم و فعالیت بدنی برای بهبود کنترل قند خون در افراد بالغ با دیابت ملیتوس نوع 2

استفاده تایید نشده:دیابت بی­مزه نورولوژیک

مقدار مصرف:

بزرگسالان

دیابت ملیتوس نوع 2: خوراکی

ابتدایی: mg 250 یکبار در دروز و یا تقسیم در دو دوز در صورت عدم تحمل GI، دوزهای محافظه کار برای بیماران مبتلا به سوءتغذیه یا ضعیف باید در نظر گرفته شود.

تیتراسیون: پس از 5-7 روز از دوز شروع، بقیه دوزها می­تواند به 50 یا 125 میلی­گرم در فواصل 5-3 روز کاهش یا افزیش یابد.

دوز نگداری: mg 100-250 یک بار در روز و یا تقسیم در دو دوز در صورت عدم تحمل GI، دوزهای کمتر از mg100 در روز برای برخی از افراد با دیابت ملایم کافی می­باشد، در موارد دیابت شدید ممکن است نیاز به mg500 در روز باشد؛ دوز روزانه نباید از mg750 بیشتر باشد.

دیابت بی‌مزه مرکزی (نوروژنیک) (کاربرد تایید نشده): داده­های بسیار محدود: دوز شروع: mg 125-250 یک تا دو بار در روز، دوزهای بالاتر منجر به اثرات آنتی­دیورتیک می­شود و می­تواند با افزایش هایپوگلایسمی در ارتباط باشد.

کودکان

سالمندان

بر اساس معیار Beers  نباید دارو در سالمندان استفاده شود.

در نارسایی کلیوی

تغییرات اختصاصی بیان نشده است، دوزهای محافظه­ کارانه ابتدایی و نگهداری توصیه می­شود.

CrCl بیش از ml.min50: کاهش 50% دوز

CrCl کمتر از ml/min 50: عدم استفاده

همودیالیز: عدم استفاده

دیالیز صفاقی: عدم استفاده

درمانمداومجایگزینی کلیوی(CRRT): عدم استفاده

در نارسایی کبدی

تغییرات دوز اختصاصی توسط شرکت سازنده بیان نشده است، دوزهای محافظه­ کارانه ابتدایی و نگهدارنده در بیماران با نارسایی کبدی توصیه می­شود، چرا که کلروپروپرامید تحت متابولیسم گسترده کبدی قرار می­گیرد.

نحوه ی تجویز دارو:

خوراکی: یک بار در روز همراه با صبحانه، دوز روزانه ممکن است به دلیل عدم تحمل GI به دو قسمت تقسیم شود.ممکن است در بیماران NPO یا نیازمند کاهش میزان دریافت کالری برای جلوگیری از هایپوگلایسمی لازم باشد تا دوزهایی از دارو داده نشود.

موارد مربوط به ایمنی دارو:

مسائل و بیماری های مشابه یا کاملاً یکسان:

کلروپروپرامید می­تواند با کلروپرومازین اشتباه شود.

Diabinese می­تواند با Diabeta اشتباه شود.

داروی با خطر بالا

این دارو بر اساس طبقه ­بندی ISMP شامل لیست داروهایی می­باشد که خطر بالایی برای آسیب به بیمار در اثر مصرف اشتباه دارد.

بیماران سالمند: دارو با ریسک بالا:

معیار Beers: کلروپروپامید در معیار Beers به عنوان یک ترکیب نامناسب برای بیماران 65 سال به بالا شناخته شده است که دلیل آن نیمه عمر طولانی در این افراد می­باشد که منجر به هایپوگلایسمی طولانی مدت می­شود. علاوه بر این، کلروپروپامید منجر به سندروم ترشح نامناسب هورمون آنتی­دیورتیک (SIADH) می­شود.

Pharmacy Quality Alliance (PQA): کلروپروپامید بر اساس معیار PQA به عنوان یک ترکیب با ریسک بالا برای بیماران 65 سال به بالا شناخته می­شود و در زمان استفاده باید معیارهای عملکردی بررسی شود.

مسائل بین المللی

Diabinese (مارکر چندگانه بین المللی) می­تواند با Diamox، نام تجاری استازولامید اشتباه شود.

عوارض جانبی:

میزان بروز بیان نشده است

سیستم عصبی مرکزی : واکنش­های مشابه Disulfiram، سرگیجه، سردرد

درماتولوژیک: خارش ، راش­های ماکولار ،کهیر ، اریترما، درماتیت، حساسیت نوری پوست.

اندوکرین و متابولیک: پورفریای کبدی، هایپوگلایسمی، SIADH، افزایش وزن

گوارشی : اسهال،تهوع، بی اشتهایی، استفراغ، احساس گرسنگی

هماتولوژیک و انکولوژیک: آگرانولوسیتوزیس، آنمی آپلاستیک، ائوزینوفیلی، آنمی همولتیک، لوکوپنی، پان­سیتوپنی، ترومبوسیتوپنی.

کبدی: زردی، نارسایی کبدی، هپاتیت

کمتر از 1% و گزارش های موردی: پروکتوکولیت

موارد منع مصرف:

ازدیاد حسایت به کلروپروپامید یا هر یک از اجزای این ترکیب، نوع 1 دیابت ملیتوس، کتواسیدوزیس دیابتی

موارد احتیاط مصرف و نکات مورد توجه:

نگرانی های مربوط به عوارض جانبی:

مرگ و میر قلبی-عروقی: داروهای هایپوگلایسمی خوراکی می­تواند با افزایش میزان مرگ و میر قلبی-عروقی در مقایسه با رژیم به تنهایی و یا رژیم به همراهانسولین در ارتباط باشد. داده­های مرتبط با این زمینه محدود می­باشد و شامل مطالعات آینده نگر می­باشد.

هایپوگلایسمی: تمامی داروهای سولفونیل اوره، قادر به ایجاد هایپوگلایسمی شدید می­باشد. این وضعیت در شرایط ناکافی بودن برداشت از رژیم غذایی و یا پس از تمرین شدید و طولانی مدت، در زمان مصرف اتانول و یا در صورت استفاده از داروهای کاهنده گلوکز شدید­تر نیز می­شود. همچنین میزان بروز این مشکل در افراد مسن، افراد با سوء تغذیه و نیز افراد با نارسایی کلیوی یا کبدی بیشتر می­باشد و باید با احتیاط مصرف شود. نوروپاتی اتونومیک، افزایش سن و نیز استفاده همزمان از بتابلوکرها و یا سایر ترکیبات سمپاتولتیک منجر به اختلال در توانایی بیمار برای شناسایی علایم هایپوگلایسمی می­شود و باید با احتیاط مصرف شود.

آلرژی به سولفانامید: داروهای تایید شده FDA حاوی سولفانامید شامل موارد منع مصرف در بیماران با واکنش­های آلرژیک به سولفانامیدها می­باشد. توانایی برای ایجاد واکنش­های متقابل بین کلاس­های خاص نیز وجود دارد. با این حال نگرانی در رابطه با واکنش­های متقاطع برای تمامی ترکیبات حاوی ساختار سولفانامید وجود دارد. درک بهتر از مکانیسم ایجاد آلرژی نشان می دهد که واکنش متقاطع بین آنتی بیوتیک­های سولفانامیدی و آنتی­بیوتیک­های فاقد سولفانامید در همه موارد ایجاد نمی­شود. به طور اختصاصی، مکانیسم واکنش متقابل به دلیل تولید آنتی­بادی بیشتر در آنتی­بیوتیک­های فاقد سولفانامید روی می­دهد. واکنش­های وابسته به سلول T به میزان کمی شناخته شده­اند و نمی­توان به طور کامل از این فرایند خارج کرد. در موارد حساسیت قبلی نسبت به سولفانامیدها، برخی از پزشکان عدم استفاده از این دسته­های دارویی را پیشنهاد می­کنند.

نگرانی های مربوط به بیماری:

کمبود گلوکز 6-فسفات دهیدروژناز (G6PD): نقص در G6PD، منجر به افزایش آنمی­ همولتیک ناشی از سولفونیل­اوره می­شود، با این حال، مواردی نیز از افراد بدون نقص در G6PD نیز گزارش شده است. درمان باید با احتیاط صورت بگیرد و جاگزین­های غیرسولفونیل اوره در بیماران با نقص G6PD در نظر گرفته شود.

وضعیت مرتبط با استرس: لازم است که درمان در افراد با استرس (تب، تروما، عفونت، جراحی) قطع شده و انسولین تجویز شود.

اثرات متابولیسم/ترانسپورت دارو:

سوبسترای CYP2C9 (جزئی). مشخص کردن سوبستراهای عمده/جزئی بر اساس شرایط بالینی تعیین می­شود.

سایر احتیاطات:

نیمه عمر بالا: بیماران باید از نظر تشخیص زودهنگام و درمان هایپوگلایسمی در نظر گرفته شوند، نیمه عمر بالا می­تواند با بهبود این اثرات در تضاد باشد.

نارسایی ثانویه: از دست دادن کارایی می­تواند به دنبال استفاده طولانی مدت در نتیجه شدیدتر شدن دیابت ملیتوس نوع 2 و تخریب سلول­های بتا ایجاد شود. در بیمارانی که پیش­تر به درمان سولفونیل اوره پاسخ می­دادند، فاکتورهای دیگر ی که می­تواند با کاهش کارایی در ارتباط باشد را در نظر بگیرد (نظیر دوز نامناسب، عدم طبعیت از برنامه رژیمی و درمانی). در صورتی که فاکتورهای تداخل کننده شناسایی نشود، قطع استفاده از سوفونیل اوره را به دلیل نارسایی ثانویه قطع کنید. درمان آنتی­دیابتی نیز ممکن است لازم باشد.

تداخلات دارویی:

Ajmaline: سولفانامیدها منجر به تقویت اثرات جانبی/سمی Ajmaline می­شود.رده ی تداخل:C

الکل (اتیل): سولفانامیدها منجر به تقویت اثرات جانبی/سمی الکل (اتیل) می­شود رده ی تداخل:C

آلفا-لیپوئیک اسید (سیستمیک): منجر به بهبود اثرت هایپوگلایسمیک ترکیبات ضد دیابتی می­شود. رده ی تداخل:C

آمینولواولنیک اسید (سیستمیک): ترکیبات حساس به نور منجر به تقویت اثرات حساسیت به نور آمینولواولنیک اسید (سیستمیک) می­شود. رده ی تداخل:X

آمینولواولنیک اسید (موضعی): ترکیبات حساس به نور منجر به تقویت اثرات حساسیت به نور آمینولواولنیک اسید (موضعی) می­شود. رده ی تداخل:C

آندروژن­ها: منجر به بهبود اثرت هایپوگلایسمیک ترکیبات کاهش دهنده قند خون می­شود.استثناء:Danazol . رده ی تداخل:C

ترکیبات آنتی­دیابتی: منجر به بهبود اثرت هایپوگلایسمیک ترکیبات وابسته به هایپوگلایسمی می­شود. رده ی تداخل:C

بتا بلوکرها: منجر به بهبود اثرت هایپوگلایسمیک ترکیبات سولفونیل­اوره می­شود. بتابلوکرهای انتخابی قلب (اسبوتولول، اتنولول و فنبوتولول) ایمن­تر از بتابلوکرهای غیرانتخابی می­باشند. تمامی بتابلوکرها منجر به پوشیده شدن تاکی­کاردی به عنوان اولین علامت هایپوگلایسمی می­شوند. بتابولکرهای افتالمیک، می­تواند با خطر کمتر نسبت به موارد سیستمیک مورد استفاده قرار بگیرد. استثناء: levobunolol، متی­پرانولول. رده ی تداخل:C

کاربوسیستئین: سولفونیل­اوره منجر به تقویت اثرات جانبی/مضر کاربوسیتئین می­شوند. به طور اختصاصی، سولفونیل اوره منجر به تقویت اثرات مضر الکل موجود در فرمولاسیون­های مایع محصولات حاوی کاربوسیستئین می­شوند. رده ی تداخل:C

کلرامفنیکل (سیستمیک): منجر به کاهش متابولیسم سولفونیل اوره می­شود. رده ی تداخل:C

سیمتیدین: منجر به افزایش غلظت سرمی سولفونیل اوره می­شود. رده ی تداخل:C

ضد افسردگی­های حلقه­ای: منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک سولفونیل اوره می­شود رده ی تداخل:C

Dabrafenib: منجر به کاهش غلظت سرمی سوبسترای CYP2C9 می­شود. مدیریت: به دنبال جایگزین برای CYP2C9 در صورت امکان باشید. در صورت استفاده همزمان، اثرات بالینی سوبسترا بررسی شود. رده ی تداخل:D

دکس­کتوپروفن: منجر به تقویت اثرات مضر/سمی سولفانامیدها می­شود. رده ی تداخل:C

مهارکننده­های دی­پتیدیل پپتیداز-IV: منجر به بهبود اثرات هایپوگلایسمیک سولفونیل اوره می­شود. مدیریت: کاهش دوز سولفونیل اوره در زمان شروع درمان با مهارکننده­های دی­پتیدیل پپتیداز-IV را در نظر بگیرید و بیماران با هایپوگلایسمی را ارزیابی کنید. رده ی تداخل:D

Enzalutamide: منجر به کاهش سطح سرمی سوبسترای CYP2C9 می­شود. مدیریت: درمان همزمان دارای اثرات درمانی محدودی می­باشد و باید تا حد امکان خوداری شود. در صورت نیاز درمان باید با بررسی دقیق بیمار باشد. رده ی تداخل:D

مشتقات فیبریک اسید: منجر به بهبود اثرات هایپوگلایسمی سولفونیل اوره می­شود. رده ی تداخل:C

فلوکونازول: منجر به افزایش غلظت سرمی سولفونیل اوره می­شود. مدیریت: به دنبال روش­های جایگزین باشید. در صورت مصرف همزمان: افزایش اثرات سولفونیل اوره به صورت دقیق بررسی شود. رده ی تداخل:D

آگونیست­های شبه گلوکاگون پپتید-1: منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک سولفونیل اوره می­شود. مدیریت: کاهش دوز سولفونیل اوره در زمان استفاده ترکیبی با آگونیست­های شبه گلوکاگون پپتید-1 را در نظر بگیرید. از استفاده از lixisenatide در بیماران دریافت کننده انسولین پایه و سولفونیل اوره خودداری کنید. رده ی تداخل:D

گوانتادین: منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک ترکیبات آنتی دیابتی می­شود. رده ی تداخل:C

گیاهان (ویژگی­های هایپوگلایسمیک): منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک ترکیبات وابسته به هایپوگلایسمی می­شود. رده ی تداخل:C

ترکیبات وابسته به هایپوگلایسمی: منجر به کاهش اثرات درمانی داروهای آنتی­دیابتی می­شود. رده ی تداخل:C

ترکیبات وابسته به هایپوگلایسمی: منجر به افزایش اثرات درمانی سایر ترکیبات وابسته به هایپوگلایسمی می­شود. رده ی تداخل:C

ترکیبات وابسته به هایپوگلایسمی: ترکیبات آنتی دیابتی منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک ترکیبات وابسته به هایپوگلایسمی می­شود. رده ی تداخل:C

Lumacaftor: منجر به کاهش غلظت سرمی سوبسترای CYP2C9 می-شود. lumacaftor منجر به افزایش غلظت سرمی سوبسترای CYP2C9 می­شود. رده ی تداخل:C

مکامیل­آمین: منجر به تقویت اثرات جانبی/مضر مکامیل­آمین می­شود. رده ی تداخل:X

Metreleptin: منجر به بهبود اثرات هایپوگلایسمیک سولفونیل اوره می­شود. مدیریت: تنظیم دوز سولفونیل اوه ممکن است برای کاهش خطر هایپوگلایمسی ناشی از درمان همزمان با metreleptin لازم باشد. رده ی تداخل:D

میکونازول (خوراکی): منجر به بهبود اثرات هایپوگلایسمیک سولفونیل اوره می­شود. میکونازول (خوراکی) منجر به افزایش غلظت سرمی سولفونیل اوره می­شود. رده ی تداخل:C

Miferpristone: منجر به افزایش غلظت سرمی سوبسترای CYP2C9 می­شود. مدیریت استفاده از سوبسترای CYP2C9 با کمترین دوز و بررسی دقیق عوارض جانبی در طی درمان و 2 هفته پس از درمان با miferpristone. رده ی تداخل:D

Mitiglinde: منجر به افزایش اثرات جانبی/سمی سولفونیل اوره می­شود. رده ی تداخل:X

مهارکننده­های مونوآمین اکسیداز: منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک داروهای کاهنده قند خون می­شود. رده ی تداخل:C

Pegvisomant: منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک داروهای کاهنده قند خون می­شود. رده ی تداخل:C

Porfimer: ترکیبات حساس به نور منجر به بهبود اثرات حساسیت به نور این دارو می­شود. رده ی تداخل:C

پروبنسید: منجر به کاهش اتصال به پروتئین سولفونیل اوره می­شود. پروبنوسید منجر به افزایش غلظت سرمی سولفونیل اوره می­شود. رده ی تداخل:C

پروتیونامید: منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک داروهای کاهنده قند خون می­شود. رده ی تداخل:C

کوینولون: منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک داروهای کاهنده قند خون می­شود. کوینولون­ها منجر به کاهش اثرات درمانی داروهای کاهنده قند خون می­شود. به طور اختصاصی، در صورت استفاده برای درمان دیابت، از دست دادن کنترل قند خون می­تواند با استفاده از کوینولن ایجاد شود. رده ی تداخل:C

رانیتیدین: منجر به افزایش غلظت سرمی سولفونیل اوره می­شود. رده ی تداخل:C

ریفامپین: منجر به کاهش سطح سرمی سولوفنیل اروه می­شود. مدیریت: به دنبال جایگزین برای این ترکیبات باشید.بررسی دقیق کاهش اثرات درمانی سولفونیل اوره در صورت شروع استفاده از ریفامپین یا افزایش دوز آن و یا تقویت اثرات در صورت قطع یا کاهش دوز ریفامپین . رده ی تداخل:D

ریفاپنتین: منجر به کاهش غلظت سرمی سوبسترای CYP2C9 می­شود. رده ی تداخل:C

ریتودرین: کاهش اثرات درمانی ترکیبات ضد دیابتی .رده ی تداخل:C

سالیسیلات: منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک داروهای کاهنده قند خون می­شود. رده ی تداخل:C

مهارکننده­های انتخابی برداشت سروتونین: منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک داروهای کاهنده قند خون می­شود. رده ی تداخل:C

مهارکننده حمل کننده ترکیبی سدیم-گلوکز (SLGT2): منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک داروهای کاهنده قند خون می­شود. کاهش دوز سولفونیل اوره در زمان شروع به درمان با SLGT2 را در نظر بگیرید. رده ی تداخل:D

آنتی­بیوتیک­های سولفانامید: منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک سولفونیل اوره می­شود.

تیازید و دیورتیک­های مشابه تیازید: منجر به کاهش اثرات درمانی ترکیبات آنتی­دیابت می­شود. رده ی تداخل:C

Thiazolidinediones: منجر به تقویت اثرات هایپوگلایسمیک سولفونیل اوره می­شود. مدیریت: تنظیم دوز سولفونیل اوره در بیماران دریافت کننده این دارو و بررسی هایپوگلایسمی. رده ی تداخل:D

ترکیبات اسیدی کننده ادرار: افزایش غلظت سرمی کلروپروپرامید. رده ی تداخل:C

Verteprofin: ترکیبات حساس به نور منجر به افزایش اثرات حساسیت به نور این دارو می­شود. رده ی تداخل:C

آنتاگونیست­های ویتامین K (وارفارین): سولفونین اوره منجر به تقویت اثرات ضد انعقادی آنتاگونیست­های ویتامین K می­شود. این ترکیبات منجر به بهبود اثرات هایپوگلایسمیک سولفونیل اوره می­شود. رده ی تداخل:C

ورویکونازول: منجر به افزایش غلظت سرمی سولفونیل اوره می­شود. رده ی تداخل:C

تداخلات غذایی:

واکنش­های مشابه دی­سولفیرام می­تواند با استفاده همزمان از اتانول ایجاد شود. مدیریت: بررسی و نظارت بیمار

مصرف در بارداری وشیر دهی:

رده ی بارداری:C

کلروپروپامید از جفت عبور کرده و غلظت سرمی آن در نوزاد قابل اندازه­گیری می­باشد. هایپوگلایسمی شدید 10-4 روزه در نوزادان متولد شده از مادر دریافت کننده سولفونیل اوره مشاهده می­شود. عوارض جانبی بیشتر نیز گزارش شده است و می­تواند با کنترل قند خون مادری در ارتباط باشد.

در زنان با دیابت، هاپیرگلایسمی در مادر می­تواند با ناهنجاری­های مادرزادی و نیز عوارض جانبی درجنین، نوزاد و مادر همراه باشد. برای پیشگیری از عوارض جانبی، پیش از بارداری و در سرتاسر بارداری بررسی قند خون و نیز HbA1c باید در نظر گرفته شود. ترکیبات به جز کلروپروپامید نیز برای درمان دیابت در مادران باردار توصیه می­شود. شرکت سازنده پیشنهاد می­کند که اگر کلروپروپامید در طی بارداری مصرف شود، باید 1 ماه پیش از زمان زایمان قطع شود.

درشیردهی:

کلروپروپرامید در شیر مادر وجود دارد. و در دوران شیردهی توصیه نمی­شود.

ملاحظات رژیم غذایی:

منجر به کاهش حرکات GIمی­شود.،همراه غذا مصرف شود.

مکانیسم اثر:

تحریک. آزادسازی انسولین از سلول­های بتا پانکراس، کاهش برون­ده گلوکز از کبد، حساسیت انسولین در نواحی محیطی افزایش می­یابد

پارامترهایی که باید مانیتور شود:

قند خون، HbA1c( حداقل دوبار در سال در بیماران با کنترل قند خون پایدار و نیز بررسی اهداف درمان، چهاربار در سال در بیماران با تغییر رژیم درمانی)، بررسی علایم و نشانه­های هایپوگلایسمی (تعریق، تاری دید).

رنج هدف:

توصیه برای کنترل قند خون در افراد بالغ غیر باردار بدون دیابت

HbA1c زیر 7% (بسیار شدید کمتر از 5/6%؛ کمتر شدید زیر 8%؛ هدف HbA1c باید بر اساس ویژگی­های اختصای بیمار باشد)

گلوکز پلاسمای مویرگی: mg/dl 130-80

قند خون مویرگی پس از postprandial: زیر mg/dl 180

توصیه­ها برای کنترل در افراد بالای 65 سال با دیابت

HbA1c زیر7.5% (سالم)، زیر 8% (کمپلکس، سلامت حد واسط)، % 5/8 (بسیار پیچیده/سلامت ضعیف)

گلوکز پلاسمای مویرگیpreprandial: mg/dl 90-130 (سالم)، mg/dl 90-150 (پیچیده/سلامت متوسط)، mg/dl 100-180 (بسیار پیچیده/سلامت ضعیف)

گلوکز مویرگی زمان خواب: mg/dl 90-150 (سالم)، mg/dl100-180 (پیچیده/سلامت متوسط)، mg/dl 110-200 (بسیار پیچیده/سلامت ضعیف)

فارماکوکنیتیک و فار ماکودینامیک:

شروع اثر: 1 ساعت

حداکثر اثر: 3-6 ساعت

مدت زمان: 24 ساعت

جذب: سریع

توزیع: Vd: 23/0- 13/0 L/kg

اتصال به پروتئین: 90%

متابولیسم: به صورت عمده کبد، ابتدا از CYP2C9، تولید متابولیت

نیمه عمر حذف:

  • 36 ساعت، در افراد مسن و نارسایی کلیه بیشتر می­شود.
  • بیماری مرحله آخر کلیه: 200-50 ساعت

زمان برای رسیدن به اوج اثر: سرم: 2-4 ساعت

دفع: ادرار(داروی بدون تغییر، و هیدروکسیله یا متابولیت­های هیدرولیز شده)

 

تهیه وتنظیم:دکتر قیمتی

دکترفاطمه دولت آبادی

جزئیات خاص

آپارات ---

تمامی حقوق نزد داروخانه سیزده آبان محفوظ است.